X بستن

بي حجاب ترين زني که تاحالا ديديد اونم در تهران واي!!

تا مي توانيد شهوت راني و بدحجابي کنيد / عکس

عکس زیباترین دختر سال ایران در سال ۹۵

حرکت بى شــرمانه دختر ایرانی در دبیرستـان دخترانه / عکس

عکس جنجالی و لو رفته از سرویس مدرسه دختران

 

 

دانلود فیلم آسمان زرد کم عمق بهرام توکلی

نقد فیلم آسمان زرد کم‌عمق , جاودانگی در اوج زیبایی

«آسمان زرد کم عمق» آخرین ساخته بهرام توکلی فیلمی خوب است اما این خوب بودن به معنای دوست داشتنی بودن نیست. به عبارتی، شاید بتوان گفت که «آسمان …» به طرزی دوست نداشتنی خوب است، فیلم فضایی منفی و تاریک دارد، اما کارگردان برای ترسیم این تاریکی متوسل به المان خاصی جز محتوا و گنجاندن نمادها و کلیدها نشده است، هرچه اتفاق می افتد در درون خود فیلم است و چیزی خارج از این دایره جنبه ی تأثیرگذاری فیلم را تقویت نمی کند.آسمان زرد کم عمق دانلود فیلم آسمان زرد کم عمق بهرام توکلی

فیلم، با ورود زوجی جوان (غزل و مهران) با بازی ترانه علیدوستی و صابر ابر به خانه ای بسیار قدیمی و متروکه آغاز می شود. این زوج قرار است خانه را برای آمدن صاحبش که روزهای پایانی عمر را سپری می کند آماده کنند. در ابتدا، همه چیز عادی و معمولی به نظر می رسد. حرف های زوج معمولی است و شوخی های شان تا حدودی مفرح و خنده دار، اما به مرور بحث ها پیچیده تر شده و به واشکافی گذشته می پردازند و بعد صدای مهران، در جایگاه راوی، گذشته و اتفاق تلخی را که برای غزل افتاده است تشریح می کند و با تأکید بر این مهم که زن مدت ها در بیمارستان روانی بستری بوده است به تدریج، حالات روانی و غیرعادی غزل خود را به منصه ظهور می گذراند و مخاطب با داستانی پیچیده و در عین حال بسیار تلخ رو به رو می گردد. این تلخی نه تنها در روایت و نوع بازی ها، بلکه در طراحی صحنه و لباس نیز خود را آشکار می سازد. رنگ های سرد بکار رفته در خانه و پوسیدگی و مخروبگی آن در کنار چهره رنگ پریده زن و تأکید مرد بر زیبایی او از نشانه های مهمی اند که در ابتدای فیلم خود را به تماشاگر نشان می دهند، اما به ناگاه، گسستی در زمان و مکان رخ می دهد. تصویری از طبیعتی بکر و دست نخورده که مملو از رنگ های گرم و طراوت و سرزندگی است بر پرده آشکار می شود و همین جاست که مهران داستان مرگ خانواده غزل در تصادف را مطرح می سازد و به نظر می رسد که راز اصلی قصه در همین بخش نهفته است و روایت از آن پس با بهره گیری از بازی های زمانی و گره گشایی های تدریجی، پرده از این راز برمی دارد.

آنچه در کنار تصاویر، کمک بسیاری به گره گشایی راز اصلی فیلم کرده است، «کلام» است. دیالوگ ها بسیار پیچیده و در عین حال پرمغزند. حجم زیاد دیالوگ ها مخاطب را به یاد تئاترهای ابزورد می اندازد که کلمات بیش از آشکار کردن حقیقت و فاش کردن راز به پیچیده تر شدن آن می انجامند و رویدادها به صورت دایره وار مسائلی ثابت را مطرح می کنند و پیشروی داستان بسیار کند و پر پیچ و خم است. آنچه داستان را پیچیده تر می کند این است که مخاطب حتی با پیشرفت فیلم نمی تواند پی ببرد که شخصیت اصلی آن کیست، غزل یا مهران؟… پاسخ این پرسش تا پایانی ترین سکانس فیلم مشخص نمی شود. در جایی که مهران، از مراجعه اش به روانشناس غزل و رو شدن راز مرگ خانواده زن در تصادف می گوید. به نظر می رسد همه آن تضادها (میان دنیای پوسیده خانه و طبیعت بکر، رنگ های سرد خانه و رنگ های گرم طبیعت، پاییز و زمستان خانه و بهار طبیعت و …) جریانات ذهنی غزل را پیش روی مخاطب گذاشته اند که خود مهران نیز از آن ها بی اطلاع بوده است. حتی خانم روانشناس نیز حضور بیرونی ندارد و در واقع ذهن غزل است که همیشه با اوست و در جریانی سیال و بی حد و حصر مسئله «جاودانگی در اوج زیبایی» را به او یادآوری می کند. همه پیچیدگی های فیلم در نهایت به تئوری فلسفی «جاودانگی در اوج زیبایی» می انجامند که درگیری اصلی ذهن غزل بوده است و کج کردن فرمان و افتادن داخل دره که به مرگ عزیزان و زنده ماندن خودش انجامیده تحقق ناکام این اعتقاد رویاگونه بوده است. در واقع او می‏خواسته با این کار خانواده اش را در اوج خوشبختی در زیباترین قابی که دیده است جاودانه کند . با گره گشایی از این راز و آشکار شدن حقیقت داستان، مخاطب تازه متوجه بسیاری از نمادهای گنجانده شده در فیلم می شود که دیدن آن ها برایش مبهم و بی‏معنا بوده است. در بسیاری از دیالوگ ها اشاراتی غیرمستقیم به این امر شده است، مثلاً در جایی که مهران به غزل زیبایی او را متذکر می شود اشاره ای کمرنگ اما پرمعنا به همین امر دارد. همچنین شرح روز تصادف توسط غزل برای سارا (سحر دولتشاهی)، اثباتی بر این مدعاست. در روز حادثه زمان برای غزل متوقف شده است. آرامش وصف ناپذیر آن روز و چهره دلنشینی که از یکایک اعضای خانواده اش در ذهن او نقش می بندد او را مصمم به عملی ساختن تئوری فلسفی مورد نظرش می کند. حادثه ای که به دست او رخ می دهد، اما خودش از آن در امان می‏ماند. بنابراین، آنچه که راز اصلی فیلم را شکل داده است و مابقی بخش‏های فیلم حول محور آن در گردش بوده اند زیرلایه ای است که بر پایه شیوه عادی و رایج قصه گویی بنا نشده است و هدف آن بیش از روایتگری دستیابی به مفهومی فلسفی تر و بسیار گسترده تر از تصویر و سینماست. پایان فیلم، اما به تلخی دیگر بخش های آن نیست. در حالی که غزل با انتخاب اختیار و مبارزه با جبر دست به نابودی همه زیبایی های می زند و خود را در برزخی به دور از هر زیبایی نگاه می دارد و برای در امان نگاه داشتن این پناهگاه از بیان بسیاری از حقایق و تلخی ها طفره می رود، اما در نهایت مهران به دنیای او راه می یابد. در اوج ناامیدی عشق در وجود غزل می روید و بارداری او همان ورود مهران به دنیای اوست. بارداری غزل، نویدبخش تولد زیبایی جدیدی است. تولدی که در حال رخ می دهد و غزل را از ترس بیمارگونه اش از نقطه پایان زیبایی رهایی می بخشد. این تولد حاصل عشقی است که از مهران به غزل منتقل می شود. در خانه ای که قرار بوده به قول مهران «مکان مرگ» باشد «تولد» اتفاق می افتد و این آغازی نو است. ورود مهران و غزل به طبیعت بکری که در ابتدای فیلم دیده شده و بارها نیز تکرار می شود می تواند نمادی از پایان تلخی ها باشد. با این حال، «آسمان زرد کم عمق» فیلمی بسیار سخت فهم و سنگین است که اهمیت «تصویر» در آن بسیار کم تر از اهمیت «کلام» می باشد. فیلم به کتابی فلسفی و دشوار شباهت دارد که نتیجه گیری آن نیز مانند خود فیلم مبهم و غیرقابل تشریح است. گویا جبری همواره بر هستی حاکم است که بشر تا حدودی توان مبارزه با آن را دارد و ممکن است در راه این مبارزه به شکستی جبران ناپذیرتر برسد، اما پذیرش این جبر با اتکا بر دیگر جنبه های امیدبخش زندگی هم چون عشق و زایش امکان پذیر است.

فیلم، بازی هایی بسیار درخشان دارد. ترانه علیدوستی بازی موفقیت آمیزی را ارائه می دهد. «غزل»، کاراکتری دشوار به لحاظ شخصیت پردازیست که در کنار درونگرایی هایش در بخش هایی نیز بشدت برونگرا می شود و این برونگرایی مثلاً در صحنه مداخله اش در دعوای حمید و سارا خود را بسیار منطقی و در عین حال مطابق با عارضه های روانی او نشان می دهد. صابر ابر نیز در ارائه بازی اش بسیار موفق عمل می نماید و استیصال توأم با صبر و عاشق پیشگی مهران را در مواجهه با غزل به زیبایی به نمایش می گذارد. از نکات قابل اهمیت دیگر فیلم که به لحاظ تصویری به تقویت «تلخی» و «منفی گرایی» مورد نظر کارگردان می انجامد، نور کم جان حاکم بر تصویر است. نور کم جان مایل به زرد که علاوه بر برجسته سازی هسته محتوایی اثر، همخوانی مطبوعی نیز با سردی رنگ ها و تأکید بر زمستانی بودن فضا دارد.

«آسمان زرد کم عمق»، شاید انتظار مخاطبی را که دوست دارد فیلمی در شکل و شمایل «اینجا بدون من» ببیند برآورده نسازد. فیلم در معنای واقعی کلمه نمی تواند مخاطبی را که به منظور سرگرمی و لذت بردن از یک روایت معمولی و ساده و یا حتی اثری چالش برانگیز هم چون فیلم های فرهادی به سینما آمده است راضی کند، اما «آسمان…» کاملاً به کار مخاطبی می آید که به هدف تأمل در فیلم و درک معانی متعالی آن به سینما آمده است  و در عین حال حوصله دارد که قطعات به هم ریخته پازلی پیچیده و نه چندان زیبا، اما وسوسه برانگیز را جور کند. به عبارتی حس ناخوشایندی که ممکن است در حین تماشای فیلم به مخاطب دست دهد با قرار گرفتن آخرین قطعه پازل در جای درست خود به حسی مطبوع و خوشایند مبدل می شود.

دانلود با لینک مستقیم

0 لایک
0 تا کنون ثبت شده است
دانلود آهنگ شاد

Copyright © 2016 All rights Reserved

"دانلود جدید 96 – وی آر 3"download