X بستن

بي حجاب ترين زني که تاحالا ديديد اونم در تهران واي!!

تا مي توانيد شهوت راني و بدحجابي کنيد / عکس

عکس زیباترین دختر سال ایران در سال ۹۵

حرکت بى شــرمانه دختر ایرانی در دبیرستـان دخترانه / عکس

عکس جنجالی و لو رفته از سرویس مدرسه دختران

 

 

دانلود رمان برای اندروید

رمان بدون سانسور دانلود رمان برای اندروید

دانلود رمان شاه شطرنج با فرمت های apk و pdf و java

 

 

دانلود رمان عاشقانه شاه شطرنج

نام کتاب : شاه شطرنج

 

دانلود رمان شاه شطرنج با فرمتهای PDF – JAVA – APK

 

رمز کتابها : LKTRANOVELS

حجم کتابها : ۵۰۰ کیلو بایت

 

دانلود pdf

 

 

دانلود رمان اگر عشق فریاد کند

Agar Eshgh Faryad Konad دانلود رمان برای اندروید

1 1 دانلود رمان برای اندروید نام رمان : اگر عشق فریاد کند

2 1 دانلود رمان برای اندروید نویسنده : بی ریا ۶۳ کاربر انجمن نودهشتیا

3 1 دانلود رمان برای اندروید حجم کتاب : ۴٫۲ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

11 دانلود رمان برای اندروید ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

4 دانلود رمان برای اندروید تعداد صفحات : ۳۹۷

14 دانلود رمان برای اندروید خلاصه داستان :

در مورد عشقی هست که میشه گفت به نوعی ممنوع حساب میشه. اما چنان در دل دو طرف جوانه می زنه که ممنوعیتش را فراموش می کنند و برای رسیدن به هم هر کاری می کنند. اما مشکلاتی بر سر راه دارند که بر می گردد به زندگی گذشته ی دختر. که باعث میشه از هم دور بمانند و…

 

5 دانلود رمان برای اندروید قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

6 دانلود رمان برای اندروید پسورد : www.98ia.com

7 دانلود رمان برای اندروید منبع : wWw.98iA.Com

 

pdf دانلود رمان برای اندروید دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

mobile pdf دانلود رمان برای اندروید دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان برای اندروید دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان برای اندروید دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان برای اندروید دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان برای اندروید دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

21 دانلود رمان برای اندروید قسمتی از متن رمان :

درآن هوای ابری زیبا در باغ و کنار باغچه کوچکم بودم. باغچه ای که روبه روی ساختمان دو طبقه ی وسط باغ قرار داشت وهمه ی گلهای زیبایش رابا دستهای خودم کاشته بودم .
با شنیدن صدای زنگ تلفن با عجله دستهای گل الودم را شستم و به ساختمان دویدم،گوشی را برداشتم مهرداد دوست حبیب بود و می خواست با او صحبت کند .
حبیب چند دقیقه پیش رفته بود دم در ، از آیفون او را صدا کردم : داداش حبیب شما اونجایید؟
صدایش را شنیدم : بله؟ کاری داری ؟
ــ تلفن با شما کار داره.
– اومدم .
تا قبل از آمدن او به کنار باغچه باز گشتم و مشغول هرس کردن علفهای هرز شدم.
سرم پایین بود اما نزدیک شدنش به ساختمان را احساس می کردم ،مقابلم که رسید لحظه ای ایستاد و نگاهی که سنگینی اش را کاملا احساس می کردم به من که همچنان سر به زیر داشتم انداخت. پس از وارد شدنش به ساختمان با آنکه صدای صحبت کردنش را می شنیدم کنجکاوی نکردم و بار دیگرسرگرم گلهایم شدم. متوجه نشدم چه زمان مکالمه اش تمام شده بود که حضورش را پشت پنجره احساس کردم، پشت به او داشتم با نگاه کوتاهی که از روی شانه به اوانداختم نگاهش را متوجه خودم دیدم نگاهی آکنده از خشم! به جلو برگشتم و صدای با صلابت و لحن امرانه اش را شنیدم : با چه زبونی به تو بگم حق نداری منو داداش صدا کنی؟
حرفی نزدم و او با لحن تندتری گفت : بار اخر بود که داداش صدام کردی ، فهمیدی؟
سرم را به نشانه ی مثبت حرکت دادم و با نگاهی دیگر گفتم : فهمیدم …ببخشید !
اما میدانستم فراموش خواهم کرد . دست خودم نبود … باز هم اینگونه خطابش خواهم کرد . چون خواهرانش … بالاخره من هم مدتها بود که با آن ها بودم !
ــ افشین کار واجب داره می خواد بیاد تو ، بیا برو تو اتاقت و تا اینجاست حق نداری بیای بیرون …متوجه شدی یا دوباره بگم؟
– متوجه شدم.
مگر می شد متوجه نشده باشم ؟؟

دانلود pdf

0 لایک
0 تا کنون ثبت شده است
دانلود آهنگ شاد

Copyright © 2016 All rights Reserved

"دانلود جدید 96 – وی آر 3"download